وقف نوین، پلی میان سنت کهن اسلامی و دنیای هوشمند امروز است؛ در این الگو، خیرین به جای وقف تنها زمین و ساختمان، سهام شرکتها، استارتاپهای فناور، نرمافزارها و حتی داراییهای دیجیتال خود را وقف میکنند تا نسل جدید با ابزارهای آشنا و مدرن، در صدقه جاریه شریک شود. این مدل، هم با روح فقه وقف سازگار است (حبس اصل و تسبیل منفعت) و هم با واقعیت اقتصاد دیجیتال؛ یعنی اصل دارایی (سهام، کُد نرمافزار یا توکن دیجیتال) برای همیشه در مسیر خیر حبس میشود و سود و منافع آن به صورت مستمر صرف آموزش، پژوهش، حوزههای علمیه، علوم نوین و حمایت از محرومان میگردد.
تعریف و اهمیت وقف نوین برای مخاطب امروز
وقف نوین را میتوان اینگونه تعریف کرد: «استفاده از ابزارهای مالی و فناورانه روز (بورس، استارتاپ، دارایی دیجیتال، پلتفرمهای آنلاین) برای ایجاد جریان دائمی نفع در مسیر اهداف الهی و اجتماعی». این رویکرد چند مزیت مهم دارد:
-
جذب نسل جوان و تحصیلکرده که سرمایهشان بیشتر در سهام، استارتاپ و دارایی مجازی است تا زمین و مغازه.
-
پایداری بالاتر درآمد؛ چون بسیاری از شرکتهای دانشبنیان و فناور، رشد محور هستند و میتوانند سالها سود ایجاد کنند.
-
شفافیت و اعتماد بیشتر از طریق ابزارهایی مثل بلاکچین، گزارش مالی آنلاین و داشبورد شفاف برای واقفان و مردم.
از نگاه تمدنی، وقف نوین میتواند همان نقشی را که وقف مدارس، بیمارستانها و کاروانسراها در تمدن اسلامی گذشته داشت، امروز در حوزه فناوری، علم و رسانههای نو برعهده بگیرد و زیرساخت «تمدن نوین اسلامی» را در فضای دیجیتال شکل دهد.
وقف سهام؛ صدقه جاریه روی تابلو بورس
در وقف سهام، واقف به جای انتقال یک ملک فیزیکی، بخشی از سهام خود در یک شرکت بورسی یا دانشبنیان را برای همیشه بهعنوان موقوفه ثبت میکند؛ اصل سهام حبس میشود و سود نقدی سالانه یا بخشی از عایدی آن، طبق نیت واقف، صرف امور خیریه و حوزوی میشود. این مدل چند کاربرد کلیدی دارد:
-
تأمین هزینه تحصیل طلاب، بورسیه دانشجویان علوم پایه و فناوری، یا کمک به پژوهشهای پزشکی از محل سود سهام.
-
امکان وقف تدریجی؛ یعنی فرد میتواند هر سال درصدی از پرتفو خود را وقف کند و بهمرور «سبد موقوفه» شخصی بسازد.
-
اتصال مستقیم بازار سرمایه به نیازهای دینی و اجتماعی، بدون فشار بر بودجه عمومی دولت.
در برخی طرحها، شرکتهای دانشبنیان بخشی از سهام خود را به عنوان «سهام وقفی» تعریف کردهاند تا سهمی از سود سالانه بهصورت خودکار به یک صندوق خیریه علمی واریز شود که این الگو با عنوان «وقف علمی» نیز شناخته میشود.
وقف فناوری؛ نرمافزارها و پلتفرمهایی که وقف میشوند
در وقف فناوری، دارایی اصلی یک کُد نرمافزار، پلتفرم آموزشی، اپلیکیشن قرآنی یا حتی یک سامانه هوش مصنوعی است که مالک آن را در مسیر دائمالخیر قرار میدهد. چند سناریوی جذاب برای محتوای سایت:
-
توسعهدهندهای که یک اپلیکیشن آموزش قرآن و نهجالبلاغه طراحی کرده و تصمیم میگیرد مجوز و منبع درآمد آن را وقف حوزههای علمیه و مؤسسات قرآنی کند؛ از آن پس، هر اشتراک ماهانه یا تبلیغ حلال، بهصورت خودکار به حساب موقوفه واریز میشود.
-
یک پلتفرم کلاس آنلاین که سرور، دامنه و لایسنس آن وقف میشود تا طلاب مناطق محروم بدون هزینه از کلاسهای مجازی استفاده کنند.
-
شرکت فناور، درصدی از درآمد محصول هوش مصنوعی خود را طبق وقفنامه برای ترجمه و نشر معارف اهلبیت (ع) به زبانهای زنده دنیا اختصاص میدهد.
در این الگو، اصل دارایی فناورانه (کُد، سرور، لایسنس، برند) در مسیر خداوند حبس میشود و فقط منافع آن برای توسعه علم و دین مصرف میگردد؛ این همان روح مشترک بین وقف سنتی مدرسه و وقف مدرن پلتفرم آموزشی است.
وقف املاک و داراییهای دیجیتال؛ از متاورس تا NFT
با گسترش متاورس و داراییهای مبتنی بر بلاکچین، برخی نهادهای دینی و خیریه در جهان، ایده وقف زمینهای مجازی و توکنهای دیجیتال را مطرح کردهاند. محتوای جذاب برای مخاطب سایت میتواند این موارد باشد:
-
زمین مجازی وقفی در متاورس: خیرین، قطعات زمین در یک متاورس معتبر را وقف میکنند تا روی آن «مسجد مجازی»، «حسینیه مجازی» یا «مدرسه آنلاین» ساخته شود؛ حضور کاربران، برگزاری کارگاهها و رویدادها، از طریق اسپانسر و پرداخت درونبرنامهای، درآمدی ایجاد میکند که به حساب موقوفه واقعی در دنیای حقیقی واریز میشود.
-
توکنها و NFTهای وقفی: آثار هنری دیجیتال با موضوع قرآن، عاشورا، چهرههای علمی حوزه و تاریخ تشیع بهصورت NFT عرضه میشوند و در وقفنامه مشخص میشود که درصد مشخصی از فروش اولیه و مبادلات بعدی، به حوزههای علمیه یا مؤسسات خیریه اختصاص یابد.
-
کیف پول وقفی: ایجاد «والت وقفی» برای رمزارز حلال (با نظر فقیه)، که هر فرد بتواند بخشی از دارایی دیجیتال خود را در آن قفل کند و فقط سود استیکینگ یا افزایش ارزش، در امور خیریه خرج شود.
این مدلها هم برای نسل Z و آشنا با کریپتو جذاب است، هم از نظر فقهی، با اصل «حبس عین و تسبیل منفعت» قابل تطبیق است، به شرط آنکه زیر نظر مجتهد و حقوقدان طراحی شود.